جشن تولد یکسالگی
عزیز دلم ٩مرداد مصادف بود با اولین جشن تولد شما و قشنگترین لحظه ی زندگی من .از مدتها قبل برگزاری مراسمی در خور تو فکر و ذهنم رو مشغول کرده بود و براش نقشه میکشیدم . راستش بخاطر شرایط نمیخواستم تولد برات بگیرم اما به هر حال من همیشه اعتفاد داشتم مهمترین تولد ؛تولد یکسالگی هست و برنامه های زیادی داشتم .از طرفی بخاطر ماه مبارک رمضون هم دستمون بسته بود و نهایتا تصمیم گرفتیم که بجای جشن گرفتن ؛ مهمونامون رو برا افطار دعوت کنیم . از وقتی تصمیم جدی شد برنامه ریزی های من هم شروع شد از طراحی کارت تولد و برگه یادگاری گرفته تا پیدا کردن سالن مناسب . و نهایتا این مشغله های ذهنی برام خیلی خوب بود و منو از دنیای خودم خارج میکرد و نمیذاشت به مسائل ...
نویسنده :
مامان دردانه
17:18







