برای دردانه ام

اولین مسافرت حقیقی

قشنگی زندگی اولین مسافرت شما همونطور که قبلا هم نوشتم کرج بود البته مسافرتی بود که به خاطر ماموریت کاری من رفتیم و شاید نشه اسم اولین سفر رو روش گذاشت . و اما قسمت این بود که اولین مسافرت واقعی شما سفر به مشهد و زیارت بارگاه امام رضا (ع) باشه . من که اینو به فال نیک میگیرم . انشالله که خدا و امام رضا همیشه پشت و پناهت باشه عزیزم.چون اولین سفرت بود دوست دارم که تا جایی که میتونم جزئیات رو برات بنویسم . عصر (ساعت ٧) روز دو شنبه ١٥ خرداد ٩١ مصادف با میلاد حضرت علی (ع) و روز پدر یعنی زمانیکه شما ١٠ماه و ٧ روزه بودی ؛ با قطار عازم مشهد شدیم . و تقریبا ١٦ ساعت تو راه بودیم و روز ١٦ خرداد حدودای ساعت ١١رسیدیم به مقصد . تو این سفر عمه جون و...
5 تير 1391

جشن دندونی

نازنینم بالاخره فرصتی شد تا بتونیم دندون در آوردنت رو بهت تبریک بگیم . خب شرایط ایجاب میکرد که نتونیم کار خاصی انجام بدیم اما همین که این جشن تو دلم نمونه و برات گرفته باشم راضیم میکرد . میدونی راستش در مورد تو دوست ندارم هیچ کوتاهی کرده باشم. به هر صورت و تحت هر عنوان . همیشه دوست دارم تا جایی که برام امکان داره همه مناسبتها رو در رعایت کرده باشم . اگه کوتاهی بود شما به بزرگی خودت می بخشی . دلم میخواست بهتر میشد و سنگ تموم میذاشتم اما ... و این هم عکسایی از مهمونی دندون در آوردن شما. مهمون خاصی نداشتیم و تقریبا" همونایی بودن که تو جشن سیسمونی هم حضور داشتند .   و اینهم عکس برچسبی که درست کرد...
5 تير 1391

ورود به ماه يازدهم

نازنينم 9 خرداد 10 ماهگي رو تموم كردي و وارد يازدهميماه از زندگيت شدي.اين مدت خيلي زود گذشت و شايد باورت نشه اگه بگم نوزادي هاي تو يادم نمونده انگار كه سالها گذشته باشه. منم مثل خيلي از ماماني ديگه كه ني ني هايي هم سن شما دارن از اين دوران لذت ميبرم و دلم نميخواد تموم بشه  ميدونم هر برهه از زندگيت برام لذت بخشه اما حس ميكنم اين دوران هر روزش با روز قبل فرق ميكنه و هر روز حركت جديد ؛ اداي جديد و كلمه جديد ياد ميگيري . مطمئن هستم اگه بزرگ بشي دلم برا اين روزا لك ميزنه پس سعي ميكنم نهايت لذت رو از با تو بودن و اين روزا ببرم . نميدوني چه لذتي داره وقتي خسته از سر كار ميام دنبالت ؛ دست و پاتو برا اومدن به بغلم هي تكون ميدي ؛ ميخندي ؛ كلمه ...
2 تير 1391

اولین های مهرسا

جیگر طلا   تصمیم گرفتم تا جایی که میتونم اولین ها رو برات بنویسم . اولین باری که کاری کردی یا اتفاقی افتاد و یا ...   اولین هوای باز: روز فردای به دنیا اومدنت که بردیم خونه اولین باری بود که تو هوای آزاد بودی . اولین ویزیت دکتر: اگه ویزیت دکتر تو بیمارستان در روز تولدت رو حساب نکنیم اولین باری که رفتی مطب دکتر (به اتفاق بابا حمید و عمه ناهید و خاله شکوه)برا ویزیت روز ١٢ مرداد بود درست وقتیکه ٣ روزه بودی. اولین ازمایش: اولین آزمایش تست غربالگری بود که روز ١٣ مرداد وقتی ٤ روزه بودی رفتی به اتفاق بابا حمید و عمه زهره و خاله شادی و از کف پات خون کشیده بودن البته بسیار جزئی. اولین حموم: روز ١٨ مرداد که روز دهم ت...
24 خرداد 1391

نکاتی در مورد بچه داری

خانم خانما همونطور که گفتم اون چیزایی که از دکتر ها یاد گرفتم یا بزرگترها یا بر اثر تجربه به دست آوردم رو اینجا برای استفاده همه قرار میدم. این کارایی هست که خودم انجام دادم . ممکنه بعضی ها تائید نکنن . 1- دادن ترنجبین و شیر خشت به نوزاد در روزهای اول و بعد هم در صورت داشتن یبوست ترنجبین داده بشه . و همینطور لعاب بارهنگ . 2- موقع خوابوندن در ماههای اول حتما به پهلو خوابونده بشه که اگه بالا هم بیاره (خدای نکرده) تو ریه هاش نره. 3- موقع حموم بردن حتمابه گوششهاش وازلین طبی نوزاد زده بشه. تا اب تو گوشش نره. ٤-از ماههای ٩-١٠ میشه بعد از هر بار باز کردن پوشک بچه رو برد و تو توالت سرپا گرفت تا براش عادت بشه . و راحتتر از پوشک در بیاد . ...
24 خرداد 1391

اولین روز مادر با حضور مهرسای عزیز

عسلکم امسال روز مادر رو نمیتونم وصف کنم . از یک طرف ناراحتی بخاطر شرایط و از طرفی حضور تو که هدیه ای از طرف خدا هستی برای من و بابا و شاید خیلی های دیگه ... دوست ندارم برات از غصه ها بنویسم پس فقط بهت میگم که بیشتر از حد تصور دوست دارم جوری که در غالب هیچ کلامی نمیتونم تفسیر کنم  امسال تو موجود نازنین هم در جمع ما بودی و مفهوم این روز رو صد چندان برام ملموس تر کردی . خدایا یعنی واقعا منو لایق دونستی و نام مادر رو رو من هم گذاشتی ؟ خودشم مادر فرشته ای مثل مهرسا ؟؟؟؟؟ خدای مهربون تا آخر عمر سر از سجده بر ندارم و شکرت رو بگم بازم نمیتونم ادای دین کنم .ممنونم ازت . مهرسای عزیز مثل معجزه وارد زندگیمون شدی و بهانه ی خنده هامون . و اما ...
30 ارديبهشت 1391

ویزیت ماه نهم (با تاخیر) و سرماخوردگی کوچووووووووولو

دختر گلم روز یکشنبه ١٧ اردیبهشت (٩ ماه و ٨ روزه بودی )رفتیم برا کنترل ماه نهم .به دلیل شرایطی که بود و مجلس و ... کنترل این ماه با یکهفته تاخیر انجام شد. دکتر طبق معمول از قد و وزن و دور سر راضی بود  و گفت این ماه خیلی خوب وزن گرفته و معلومه  مامان حسابی بهش رسیده . بعد هم چون چند روزی بود آب بینی ت سرازیر بود و اجازه پاک کردن با دستمال و پوار رو هم نمیدادی دکتر ریه و گوش و حلقت رو هم معاینه کرد و گفت یه سرماخوردگی مختصر داره البته چیز مهمی نیست. و دو تا قطره برا بینیت داد {ناپريزول و رينوسالتين } و یه شربت{هيدروكسي زين} و قطره استامینوفن. غذاهایی که تا الان بهت میدم: -صبحانه :فرنی یا حریره بادام -ناهار:‌اغلب آش یا ...
20 ارديبهشت 1391