برای دردانه ام

واکس دو ماهگی

کوچولوی نازم امروز ٩ام مهرماهه و شما دو ماه رو تموم و وارد سه ماهگی شدی. صبح بابایی مرخصی ساعتی گرفت و شما رو بردیم درمانگاه برای زدن واکسن . البته قبل از حرکت دو برابر وزنت یعنی تقریبا ٩ قطره استامینوفن دادیم تا کمتر درد احساس کنی . من که طاقت دیدن واکسن زدن به شما رو نداشتم و باباجون زحمت کشید نگه داشت تا به رونهای خوشگل و کوچولوت واکس بزنن. واکس سه گانه و هپاتیت b و قطره فلج اطفال. خیلی گریه کردی اما تو ماشین آروم شدی و خونه هم بعد از شیر خوردن خوابت برد . باید مدام حواسم جمع باشه که تبت زیاد بالا نره . و پا شویه کنم و دست و صورتت رو با آب نسبتا ولرم بشورم . تماس گرفتم با دو تا درمانگاه جهت سوال کردن کمپرس آب گرم یا سرد. یکی گفت از فردا...
19 شهريور 1391

داروهایی که در بارداری مصرف کردم

یکی یکدونه اینا داروهایی بود که دکتر برام در مراحل مختلف ویزیت تجویز میکرد: دمیترون و زینتوما (کپسول زنجبیل) و ویتامین ب۶ برای تهوع که دفعه سوم ویزیت زینتوما رو حذف کرد. قرص فولیک اسید (که دفعه دوم ویزیت حذف شد) مولتی ویتامین پریناتال (که جایگزین فولیک اسید شد) وقتی هم که شدیدا سرما خوردم و مدام سرفه میکردم با تب بالا و فشار بالا و ضربان قلب بالا و چرک این داروها از طرف دکتر ها برام تجویز شد. دکتر کلینیک : استامینوفن - سفلکسیم و شربت .... دکتر خودم:شربت پروسپان دکتر متخصص ریه: اسپری تنفسی- پروسپان و قرص.... قرص کلسیم و امگا ۳ : كه در ۲۲ هفتگي داد و يكروز درميون بايد بخورم . قرص آهن با نام ferro sanol : چون تو آزمایش هفته ٢٧ ام کمی...
5 شهريور 1391

جشن تولد یکسالگی

عزیز دلم ٩مرداد مصادف بود با اولین جشن تولد شما و قشنگترین لحظه ی زندگی من .از مدتها قبل برگزاری مراسمی در خور تو فکر و ذهنم رو مشغول کرده بود و براش نقشه میکشیدم . راستش بخاطر شرایط نمیخواستم تولد برات بگیرم اما به هر حال من همیشه اعتفاد داشتم مهمترین تولد ؛‌تولد یکسالگی هست و برنامه های زیادی داشتم .از طرفی بخاطر ماه مبارک رمضون هم دستمون بسته بود و نهایتا تصمیم گرفتیم که بجای جشن گرفتن ؛ مهمونامون رو برا افطار دعوت کنیم . از وقتی تصمیم جدی شد برنامه ریزی های من هم شروع شد از طراحی کارت تولد و برگه یادگاری گرفته تا پیدا کردن سالن مناسب . و نهایتا این مشغله های ذهنی برام خیلی خوب بود و منو از دنیای خودم خارج میکرد و نمیذاشت به مسائل ...
2 شهريور 1391

ویزیت و برنامه غذایی یک سالگی

نور چشمم چهارشنبه ١٨ مرداد یعنی وقتی شما دقیقا ١ سال و ١٠ روزه بودی بردمت دکتر . این دفعه اولی بود که من و شما دو تایی میرفتیم و بابایی چون سر کار بود نتونست بیاد . دکتر طبق معمول بسیار گرم باهامون برخورد کرد و کلی ازت تعریف کرد که چقدر خانومه و آروم و .... و نهایتا کلی هم هندونه دارد زیر بغل من که خیلی عالی بهش میرسی و گفته هامو مو به مو اجرا میکنی و با آرامش بزرگش میکنی اینه که این دخمل انقدر آرامش داره (از وروجک بازیهای جنابعالی تو خونه خبر نداره که این بنده خدا خانم دکتر )نه از شوخی گذشته من و بابا حمید بیش از اندازه ازت راضی هستیم نه تنها ما بلکه هر کی شما رو دیده از خانمی و خوش اخلاقیت تعریف کرده . قد و وزن و دور سر مثل همیشه ایده آ...
28 مرداد 1391

ويزيت ماه يازدهم و برنامه غذايي ماه 12

زيباترينم روز شنبه 10 تير از خانم دكتر وقت گرفتيم و شما رو برا كنترل برديم پيشش.ماه قبل به علت سفر عقب انداختيم و بعد هم ديگه موكول كرديم به اين ماه پس در واقع كنترل و چكاپ ماه 10 رو انجام نداديم . و اما مثل هميشه تو مطب دكتر خوش اخلاق بودي و با دكتر همكاري ميكردي .دكتر هم كه رفتاري بسيااااااار خوب باشما داره و مدام ازت تعريف ميكنه . خدا رو هزاران بار شكر كه مثل دفعات قبل همه چيز رضايت بخش بود . (قد و وزن و دور سر)... دوباره دكتر گفت كه تو اين دو ماه از ويزيت قبل تا الان 4 سانتيمتر قد كشيده و اين نشون ميده كه دختر قد بلندي خواهد شد. از دكتر پرسيدم كه ميتونم جو يا گندم پرك تو غذات استفاده كنم كه گفت نه كمي زوده اما كشك ؛ سير رو تائيد كرد ...
24 مرداد 1391

عملکرد مهرسا جونم در ماههای مختلف

سه ماهگی: موقع بغل کردن از یقه میچسبی و یا از گردنبند من. هر از گاهی یه حبابهایی مثل تف رو خط لبت ایجاد میکنی. بعضی وقتها موقع شیر دادن با دستای کوچولوت شیشه رو میچسبی. البته گاهی با یکدست و گاها با هر دو دست. چرخ میخوری رو زمین . یعنی با محوریت باسن دور خودت میچرخی.یاد دنده عقب میری در وقت تعویض وقنی رو تشک تویض گذاشتیمت و اغلب وقتی باز هستی . خنده هات دیگه با صدا شده و از حالت لبخند و تبسم گذشته. بیشتر موهای روی پیشونیت ریخته. مژه هات بلند تر شده و کمی تاب دار و ابروهات هم انگار میخواد پیوسته بشه. هر وقت تعجب میکنی یا میترسی چشمات رو گشاد میکنی . خدا رو شکر گرفتگی بینی زیادی نداری قبلا بیشتر بود و همینطور دل درد . قطره بینی و Inf...
14 تير 1391

پرسش و پاسخ از دکتر

عزیزتر از جانم هر بار که بردیمت دکتر یکسری سوال از دکتر پرسیدم که تو ذهنم بود اونا رو اینجا مینویسم و جوابهایی که دکتر داده رو هم مینویسم تا اگه کسی خواست استفاده کنه. ١-سرد بودن دست و پای نوزاد: سرد بودن دست و پای نوزاد نمایانگر دمای بدنش نیست و اغلب اینطوری هستند و بهتره جوراب پوشونده بشه. ٢- نخوردن قطره آهن: اگه نوزاد بتونه همینطوری بخوره که خیلی بهتره در غیر اینصورت اون تعداد قطره رو در چند نوبت در شیرش بریزین. ٣- دستگاه بخور گرم یا سرد نیاز هست یانه؟ لزومی نداره ٤ -مدت زمان نگهداری شیر خشک و مادر خارج از یخچال؟ به  فصل مربوطه . اصولا شیر مادر حدود٣ الی ٤ ساعت و خشک بیش از ١ ساعت بیرون نمونه ٥- استفاده از دستمال مرطوب بر...
14 تير 1391