نوروز سال 91(سال نهنگ)
شیرین تر از جانم به اندازه تمام شکوفه های بهاری برات آرزوهای خوب دارم تحویل سال 91 ساعت 8 و 44 دقیقه صبح روز اول فروردین بود . بعد از بیدار شدن آماده شدیم و رفتیم خونه بابایی ؛ خاله جون (خاله مامانی)هم به اتفاق خانواده از تهران اومده بودند . امسال بر خلاف هر سال که از چند دقیقه قبل از تحویل سال سر میز و سفره هفت سین مینشستیم و دعا میخوندیم ؛ سرپایی وارد سال نو شدیم .هر کی یه جا بود و خلاصه اینم از امسال ما.{شما دقیقا 7 ماه و 19 روزه بودی}امسال یه فرق خیلیییییییییی بزرگ با سالهای قبل داشت و اون بودنت تو جمع ما بود .الهی که صد ها عید ببینی دخترم. اکثر اقوام در سفر بودن .اینه که نه مهمون زیادی اومد نه جای زیادی رفتیم . اما شما تو او...






